خسرو منصوریان، مدیرعامل و عضو هیات موسس انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی، كودكی 5-4 ساله را در بغل گرفته و از پشت تریبون مراسم، خطاب به حاضران در مراسم میگوید: «این دختربچه یتیم، مبتلا به ویروس اچآیوی است؛ من او را میبوسم تا ببینید هیچ خطری سلامت من را تهدید نمیكند.»
منصوریان آنگاه قطعهای شیرینی را برمیدارد؛ دختر خردسال به شیرینی گازی میزند؛ باقیمانده را مدیر این سازمان غیردولتی در دهان خود میگذارد، و بار دیگر تاكید میكند كه اچآیوی بودن بهمعنای تهدید سلامت دیگران نیست. مراسم افطاری موسسه «احیای ارزشها» اینچنین یكی از متفاوتترین مراسمی میشود كه مدعوان در آن حضور یافتهاند. حاضران در مراسم از همان ابتدا با صحنههای جالب توجهی روبهرو میشدند؛ برخی افراد اتیكتی را به سینه خود نصب كرده بودند كه روی آن بهوضوح تایپ شده بود: «من اچآیوی هستم.» آنهایی كه با انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی آشنا بودند البته خوب میدانستند كه ماجرا چیست. این سازمان غیردولتی كه با هدف «آگاهیرسانی، پیشگیری و ارائه خدمات مشاوره و مددكاری به اقشار آسیبپذیر و حمایت از نهاد خانواده» فعالیت میكند، كودكانی را كه والدین آنان در اثر ابتلا به اچآیوی- ایدز فوت شدهاند یا خود با اچآیوی زندگی میكنند هستند، تحت پوشش حمایت مادی، معنوی، فرهنگی، بهداشتی، حقوقی، اجتماعی قرار میدهد؛ و این، البته شامل كسانی نیز میشود كه امر حضانت كودك را برعهده دارند. در بروشوری كه در مراسم توزیع میشود، ذیل یك نقاشی كودكانه و زیبا آمده است: «من ایدز دارم؛ منو هم بغل كنید؛ من شما رو مریض نمیكنم.» گفتنی است مطابق آمار نهادهای بینالمللی، در بیشتر كشورهای آلودهشده به ویروس ایدز، 15 تا 20 درصد كودكان، حداقل یكی از والدین خود را در اثر ابتلا به ایدز از دست دادهاند. و نیز كمتر از 10درصد كودكان یتیم حاصل از بیماری ایدز، از حمایتهای اجتماعی برخوردارند. در بروشور انجمن احیای ارزشها، تاكید شده است كه یتیمان ایدز، از نظر روحی و روانی، بسیار مضطرب هستند؛ كمتر به آموزش و تحصیل دسترسی دارند؛ و عموما از مراقبتهای بهداشتی اولیه محرومند. مراسم افطاری متمایز یادشده، البته توسط یك سازمان غیردولتی دیگر نیز مدیریت و برگزار میشد: «انجمن حمایت از كودكان و نوجوانان توانیاب.» دكتر محمود توكلی، مدیرعامل این سازمان غیردولتی در گزارشی مختصر از فعالیتهای این نهاد مدنی، خواستار حمایت خیرین از فعالیتهای انسانی و خیریه میشود. انجمن حمایت از كودكان و نوجوانان توانیاب كه از سال 1378 فعالیت خود را آغاز كرده است، سه هدف بنیادین را برای كودكان و نوجوانان معلول جسمی و حركتی- از بدو تولد تا 16سالگی- تعقیب میكند: پیشگیری ثانویه، توانبخشی، و برابری فرصتها. دو سازمان غیردولتی یادشده، اینك افزون در تهران، در شهر بم به ارائه خدمات مددكاری اجتماعی مشغولند. بر دیوار باشگاه دانشگاه تهران كه محل برگزاری این مراسم است، پلاكاردهایی با این شعارها و مضمون نصب شده است: «یادمان باشد، معلولیت عیب نیست بلكه یك تفاوت است»؛ «آلودگی با اچآیوی میتواند سالها طول بكشد و با بیماری ایدز متفاوت است»؛ «دستیابی به توسعه پایدار بدون برنامهریزی برای سلامت اجتماعی آحاد جامعه بهویژه اركان خانواده، ممكن نیست.» نكته جالب توجه در مراسم مزبور، حضور مادرانی بود كه با وجود دشواریهای معیشتی، فرزندان یتیم و مبتلا به اچآیوی خود را- به كمك این سازمانهای غیردولتی و با همت خویش- از یك نوزاد در معرض طرد و انفعال آنان را به كودكانی فعال و تیزهوش ارتقا داده و آنها را بزرگ كردهاند. نیز حضور فعال زنان و مردان نیكوكاری كه با دغدغههای انسانی، به یاری این سازمانهای غیردولتی - و هموطنان و كودكان نیازمند سرزمین خود- آمده بودند. مراسم با اهدای شاخهای گل به حاضران، پایان مییابد؛ درحالیكه صدای تار و دف یكی از معلولان موسسه نیكوكاری رعدالغدیر، هنوز در گوش حاضران است. زیر پوست این جامعه و با وجود مشكلات اقتصادی و تنگناهای بروكراتیك و دشورایهای اجتماعی، هنوز پرشمارند افرادی كه با انگیزههای دینی و ملی، به یاری هموطنان خویش برخاستهاند و میكوشند بهقدر توان خویش، دردی از دردهای آنان بكاهند و باری از دوش خستهشانبردارند.