|
نهادی مردمی، وظیفه بهزیستی را به دوش می کشد
راه اندازی اولین مرکز
نگهداری از کودکان بی سرپرست مبتلا به ایدز
سرمایه،
مهرزاد غنی پور:
30 زن دور تا دور یک میز
نشسته اند و سلیم احمدی ملقب به فرهاد،بیمار
مبتلا به ام اس همانطور که روی صندلی چرخدارش نشسته داستان زندگی اش را برای
آنها بازگو می کند. او از پشتکار و مقاومتش در زندگی برای زنانی می گوید که
جامعه همیشه به سمت طرد آنها پیش رفته و اکنون آنها از فرصت های برابر با
دیگران در کار و زندگی محرومند؛زنانی که همسرانشان را به خاطر بیماری ایدز از
دست داده اند و حالا خود و چه بسا کودکانشان با این بیماری دست و پنجه نرم می
کنند.
آنها از روزهای دوشنبه خاطره خوشی دارند، روزهایی که به جلسات توانمند سازی
انجمن حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی می آیند تا دوباره اعتماد به نفس خود را
برای بازگشت به جامعه پیدا کنند هرچند که آشتی دادن آنها با جامعه بخشی از کار
است اما جامعه را هم باید با آنها آشتی داد.
دوشنبه این هفته فرهاد به این جمع آمد در حالی که پیشرفت بیماری ام اس و ضعف
عضلاتش به او اجازه نشستن روی یک صندلی عادی را نمی دهد و او حتی نمی تواند
دستش را تا دهان بالا ببرد و مجبور است سر را به پایین خم کند تا قندی که در
دست دارد به دهان بگذارد و چای را با آن بنوشد اما داستان زندگی اش آنچنان همه
را تحت تاثیر قرار داده که همه سر تا پا گوش شده اند.
او برای این زنان می گوید که چطور همیشه با بیماری اش مبارزه کرده و روی پای
خودش ایستاده. در این سال ها وضعیت جسمانی فرهاد روز به روز بدتر شده اما او
دست از تلاش برنداشت و هر بار آموزش های تخصصی جدیدی دیده تا متناسب با وضعیت
جسمانی اش حرفه دیگری را دنبال کند تا همچنان مستقل بماند و حالا که او دیگر
نمی تواند از تخصص فنی اش استفاده کند برای کودکان بازی های فکری خلاق می سازد.
خسرو منصوریان موسس و عضو هیات امنای انجمن هم در این جلسه که در طبقه دوم
انجمن برگزار شده نشسته است. او هر از گاهی به میان صحبت های فرهاد می آید و بر
نکات مهمی که همان عوامل ایجاد موفقیت در زندگی فرهاد بوده اند تاکید می کند.
کودکان این زنان هم در طبقه اول در مهد انجمن نگهداری می شوند تا جلسه مادران
شان تمام شود.
تابلوهای هنرمندان حمایتگر
علاوه بر وجود گلدان هایی که فضای انجمن را مطبوع کرده اند بر
دیوارهای تمام اتاق ها و راهروهای انجمن تابلوهای نقاشی بسیاری دیده می شود که
سال گذشته هنرمندان سرشناس به حمایت از این زنان هر کدام یک تابلو به انجمن
هدیه کردند و انجمن هم نمایشگاهی در روز جهانی ایدز (10 آذر) برگزار کرد و بخشی
از تابلوها را به نفع این زنان به فروش رساند اما بقیه تابلوها فعلاً زینت بخش
دیوارهای انجمن شده اند اما نکته مهم تر این بود که با برگزاری این نمایشگاه
امکان عادی سازی ارتباط این افراد و بقیه افراد جامعه به وجود آمد و این زنان
که همیشه از عنوان کردن بیماری خود به خاطر عکس العمل مردم خودداری می کردند
کارت هایی به لباس هایشان آویزان کرده بودند که روی آن نوشته بود: «من اچ آی وی
مثبت (HIV+)
هستم.»
کمک های مردمی جورکش وظیفه دولت
در
حالی که انجمن تا پیش از این در زمینه مشاوره تلفنی رایگان در زمینه آسیب های
اجتماعی خط احیا (Hot
Line)
و ارائه خدمات توانبخشی به کودکان معلول فعالیت می کرد از دو سال پیش (10 آذر
86) توانمندسازی و حمایت از زنانی که همسرشان به خاطر بیماری ایدز فوت کرده و
این زنان دارای فرزند یتیم مبتلا به ایدز هستند را نیز شروع کرد به طوری که
اکنون علاوه بر ایجاد شرکت های تعاونی و اشتغال خانگی و کلاس های حرفه آموزی
برای این زنان، انجمن توانسته از محل کمک های مردمی 30 خانوار را تحت پوشش قرار
دهد و براساس تعداد فرزندان ماهانه 80 تا
200 هزار تومان به این خانواده ها کمک مالی کند و همچنان هم آماده پذیرش
خانواده های جدیدی است که از تهران یا شهرستان ها مراجعه کنند. منصوریان با
اشاره به اینکه سرفصلی برای کمک به این زنان چه در کمیته امداد و چه بهزیستی
وجود ندارد، می گوید: «هنوز سرفصلی برای کمک به زنی که به خاطر از دست دادن
همسر مبتلا به ایدزش سرپرست خانوار شده یا کمک به کودک یتیمی که به خاطر ایدز
پدرش را از دست داده، نداریم چون هنوز این بیماری خیلی پذیرفته شده نیست و
پرداختن به آن در کشور جا نیفتاده است.»در دو سال گذشته نیز برای اولین بار در
روز هفتم مه (17 اردیبهشت) روز جهانی حمایت از کودکان یتیم مبتلا به ایدز، این
انجمن مراسم بزرگداشتی برگزار و این روز را مطرح کرد تا توجه بیشتری به این
افراد بشود.منصوریان معتقد است نیاز اصلی این بیماران،دسترسی به فرصت برابر در
زندگی و اشتغال با افرادی است که مبتلا به این بیماری نیستند: «متاسفانه در
جامعه به ترس های بی دلیل نسبت به این بیماری دامن زده شده است. در بسیاری از
رسانه ها عموماً ایدز را در کنار عکس اسکلت نشان می دهند یا آن را طاعون قرن می
نامند در حالی که این کارها غلط است و علاوه بر ایجاد وحشت بی دلیل، جامعه را
از این افراد دور می کند. در حالی که این بیماری با دست دادن یا روبوسی و
استفاده از قاشق و چنگال مشترک و استفاده همزمان از استخر منتقل نمی شود. به
همین خاطر بود که در مراسم 17 اردیبهشت امسال که یادبودی برای همسران این زنان
در انجمن داشتیم، نیمه حلوایی که دختر سه ساله مبتلا به ایدز خورده بود به دهان
گذاشتم تا همه باور کنند.»
او معتقد است: «همانطور که این افراد حق رای برابر با دیگران دارند و یا به
میزان بقیه عوارض شهرداری را می پردازند پس باید برای پذیرش در بیمارستان، رفتن
به مدرسه یا اشتغال از امکانات برابری برخوردار باشند و جامعه این افراد را در
خود بپذیرد.»به همین خاطر هر دوشنبه کارشناسان مختلفی به انجمن می آیند تا اول
از همه آگاهی این زنان و ترس های بی دلیل آنها را برطرف کنند.
ترس از عدم پذیرش توسط دندانپزشک
در فاصله دو کلاس صبح و بعدازظهر، زنانی که منتظر شرکت در کلاس حرفه آموزی
هستند دور میزی در آشپزخانه مشغول خوردن ناهار می شوند. یکی از آنها که 50 ساله
به نظر می رسد از جلسه دوشنبه گذشته می گوید که دکتر زمانی دندانپزشک و استاد
دانشگاه به جمع آنها آمد و برایشان توضیح داد که چطور از دندان هایشان مراقبت
کنند. این زن می گوید: «تا قبل از این جلسه جرات نداشتیم به دندانپزشکی برویم
چون فکر می کردیم اگر بفهمند ایدز داریم، بیرونمان می کنند. اما دکتر برایمان
توضیح داد که دندانپزشک باید اصل را بر این بگذارد که هر کس که به او مراجعه می
کند ممکن است ایدز داشته باشد پس باید وسایلش را استریل کند.» منصوریان هم می
گوید: «اگر فردی مبتلا به ایدز باشد، وسایل دندانپزشکی آغشته به خون این بیمار
تنها با چهار درصد احتمال می تواند دندانپزشک را مبتلا کند در حالی که اگر فردی
هپاتیتC
داشته باشد احتمال مبتلا شدن دندانپزشک 70 درصد است اما حساسیتی نسبت به این
یکی وجود ندارد.»
طرح دیگری که این انجمن با همکاری بهزیستی در دست اجرا دارد ایجاد مرکز نگهداری
از کودکان بی سرپرست مبتلا به ایدز از بدو تولد تا سن پیش از دبستان است: «در
شیرخوارگاه ها کودکان مبتلا به ایدز شدیداً دچار کمبودهای عاطفی هستند زیرا
مسوولان خوابگاه جرات نمی کنند سمت این بچه ها بروند به همین خاطر قرار است
امسال مرکزی برای نگهداری این کودکان در صورت فراهم آمدن امکانات احداث کنیم و
با دادن حقوق ماهانه به زنانی که خود مبتلا به ایدز هستند در مراقبت از این
کودکان از آنها کمک بگیریم و در عین حال درآمدی برای این زنان ایجاد
کنیم.همچنین در صورت واجد شرایط بودن این زنان، کودکان را به عنوان فرزندخوانده
به هر کدام از زنان که مایل باشند با تامین هزینه های مالی از آنان نگهداری
کنند خواهیم سپرد.
|